تبليغاتX
مینو,معنی یه زندگی برای همیشه


مینو,معنی یه زندگی برای همیشه

فقط برای عشق به مینو و بس

*******************************************************

*************************************************************

 


::ادامه مطلب::
نوشته شده در چهارشنبه 6 مهر1390ساعت 4:46 PM توسط حامد| |

 

 

دعایت می کنم، در آسمان سینه ات



خورشید مهری رخ بتاباند



دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی



بیاید راه چشمت را



سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر



دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم

 

 کنی با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود

 

دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا



تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن

 

 فاصله داری و هنگامی که ابری، آسمان را

 

با زمین پیوند خواهد داد



مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی



دعایت می کنم، روزی بفهمی



گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است



دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد،

 

 بی حسدبا عشق، بدانی جای او در سینه های

 

 پاک ما پیداست


شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا



بخوانی خالق خود را



اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور



ببوسی سجده گاه خالق خود را



دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی



پیدا شوی در او


دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و



با او بگویی:



بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست



دعایت می کنم، روزی



نسیمی خوشه اندیشه ات را



گرد و خاک غم بروباند



کلام گرم محبوبی



تو را عاشق کند بر نور



دعایت می کنم، وقتی به دریا می رسی



با موج های آبی دریا به رقص آیی



و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی



بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی



لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی



به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی



دعایت می کنم، روزی بفهمی



در میان هستی بی انتها باید تو می بودی



بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا



برایت آرزو دارم


که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو



اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد



دعایت می کنم، عاشق شوی روزی



بگیرد آن زبانت



دست و پایت گم شود



رخساره ات گلگون شود


آهسته زیر لب بگویی، آمدم


به هنگام سلام گرم محبوبت



و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت

 

 راندانی کیستی



معشوق عاشق؟



عاشق معشوق؟



آری، بگویی هیچ کس



دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر،

 

رفتنی هستی



ببندی کوله بارت را



تو را در لحظه های روشن با او



دعایت می کنم ای مهربان همراه



تو هم ای خوب من


گاهی دعایم کن

 

 

 

 


نوشته شده در چهارشنبه 6 مهر1390ساعت 4:35 PM توسط حامد| |

 

پیش از این ها فکر می کردم خدا                    خانه ای دارد کنار ابرها

 

مثل قصر پادشاه قصه ها                               خشتی از الماس و خشتی از طلا

 

 

پایه های برجش از عاج و بلور                        بر سر تختی نشسته با غرور

 

ماه برق کوچکی از تاج او                              هر ستاره پولکی از تاج او

 

 

اطلس پیراهن او آسمان                               نقش روی دامن او کهکشان

 

رعد و برق شب طنین خنده اش                    سیل و طوفان نعره ی طوفنده اش

 

 


::ادامه مطلب::
نوشته شده در چهارشنبه 6 مهر1390ساعت 3:40 PM توسط حامد| |

آن كس كه ز هجر من  به سر مي كوبد 

 


            گوييد  مزن به  سر   دمي  چشم گشا 

 


            من   پيش   توام   كجا  روي   در كوبي

 

 
            اين من من و صد  آرزو ي  خويش گشا

 

 

*********************************************************************

 

مرا   ستاره اي  بخوان  در   دور دست 

 


            مرا عشقي بدان در سايه هاي مست

 

 
            مرا بگو كه عشق مستي هست وبس

 


            مرا  عشق  ببين  هر جا   كه   هست

 

 

********************************************************************

 

گردش   ليل و النهاران  دست  توست

 

 

جوشش اين چشمه ساران دست توست

 

 

شور " تنها "  را  به عشقت  بيش كن

 

 

وسعت اين  غنچه باران  دست تو

 

 

********************************************************************

 

ادامه مطلب رو بخونین


::ادامه مطلب::
نوشته شده در چهارشنبه 6 مهر1390ساعت 1:55 PM توسط حامد| |

 

 


::ادامه مطلب::
نوشته شده در چهارشنبه 6 مهر1390ساعت 12:35 PM توسط حامد| |

نوشته شده در چهارشنبه 6 مهر1390ساعت 12:10 PM توسط حامد| |

رویای با تو بودن را نمی توان نوشت نمی توان گفت و حتی

 

 نمیتوان سرود

 


با تو بودن قصه شیرینی است به وسعت تلخی تنهایی

 


و داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی در نداشتند

 


و...و من همچون غربت زدای در اغوش بی کران دریای بی کسی

 


به انتظار ساحل نگاهت می نشینم و می مانم تا ابد

 


وتا وقتی که شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشوید

 


بانوی دریای من...

 


کاش قلب وسعت می گرفت شمع با پروانه الفت می گرفت

 


کاش توی جاده های زندگی خنده هم از گریه سبقت می گرفت

 

اشکی که هنگام شکست میریزیم عرقیست که هنگام تلاش نریختیم

 

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


‎... خیلی سخت است هنگامی که مردم فقط وقتی دوستت دارند که شخص دیگری باشی ...!

 

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


آنــدره مـوا : دانـایـان می کوشند خود را همرنگ محیط کنند امــا دیــوانــگان سعی

 

 

میکنند محیـط را به رنــگ خـود در آورنـد

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

آدمی را امتحان به کردار باید کرد نه به گفتار ،چه بیشتر مردم زشت کردار و نیکو گفتارند.

 

 

فیثاغورث

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

 


کسی که به پشتکار خود اعتماد دارد، ارزشی برای شانس قائل نیست.  مثل ژاپنی

 

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

میم مشکلات زندگی را که برداریم

 

 

زندگی شیرین میشود . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


هفت چيز انسان را از پاي در مي آورد و هلاك ميسازد:

 


1- سياست بدون شرف 2- لذت بدون وجدان3- پول بدون كار4- شناخت بدون

 

 

ارزشها5- تجارت بدون اخلاق6- دانش بدون انسانيت7- عبادت بدون فداكاري..

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


درون توست اکر خلوتی وانجمنی است برون ز خویش کجا میروی

 

جهان خالیست

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


به اندازه ی باورهای هر کسی ،با او حرف بزن

 

 

بیشتر که بگویی تو را احمق فرض خواهد کرد !

 

 

به همین سادگی...!!

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


کسی که شهامت قبول خطر نداشته باشد در زندگی به مقصود نخواهد رسید.

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


تپه ای وجود ندارد که سراشیبی نداشته باشد. مثل اسکاتلندی

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


طبال! بزن، بزن که نابود شدم

 


بر " تار " غروب زندگي، " پود " شدم

 


عمرم همه رفت، خفته در کوره ي مرگ

 


آتش زده ، استخوان بي دود شدم

 

"کارو"

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند ، این است که آنان از

 

دوست داشتن باز می مانند

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


بــودا : زنــدگـی انســان مانند شبنمی اســت که از بـرگ گلـی می لغـزد و فـرو می چکــد

 

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

 

 هیچگاه از لباس کهنه ات شرمنده نباش!

 

 

 اما از اندیشه کهنه ات شرمنده باش..

 

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

 

هرگز گنجشکی را که توی دستت داری به امید گرفتن کبوتری که در هواست

 

 

رها نکن

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


بعضیا رو باید یهو از زندگیت حذف كنى

 


اگه به مرور باشه زجرت میده

 


مثه كندن چسب كه اگه یه دفعه اى بكنیش

 


راحت تر خلاص میشى...!

 

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

 

شکستن تنها از فرو ریختن یک  شیشه به گوش نمی رسد

 

نوشته شده در چهارشنبه 6 مهر1390ساعت 12:6 PM توسط حامد| |

چه تجارت ناشیانه ای بود آن همه نازی که من از تو خریدم ..

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد

 

بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


نظر ی که دیگران نسبت به شما دارند مشکل خودشان است نه شما .


( الیزابت کوبلر‌روس)

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


" روزي مي شود كه برگ برنده ات دل مي شود .... اما تو ديگر حاكم نيستي . "

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


چاله ی شکست پر است از انسان های تندرو . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


اینگونــه زندگــی کنیـم :


سـاده امّا زیبــا


مصمـم امّا بی خیـال


متواضـع امّا سربلنـد


مهربـان امّا جـدی


سبـز امّا بی ریـا


عــاشق امّا عــاقل

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

نوشته شده در چهارشنبه 6 مهر1390ساعت 11:50 AM توسط حامد| |

 

گاه یک لبخند انقدر عمیق میشود که گریه می کنیم

 


گاه یک نغمه انقدر دست نیافتنی میشود که با ان زندگی می کنیم

 


گاه یک نگاه انچنان سنگین میشود چشمانمان رهایش نمی کند

 


گاه یک عشق انقدر ماندگار می شود که فراموشش نمی کنیم

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 6 مهر1390ساعت 11:46 AM توسط حامد| |

نوشته شده در سه شنبه 5 مهر1390ساعت 3:36 PM توسط حامد| |

کی با اشکای تو یه اسمون ستاره ساخت


کی بود که به نگاه تو دلش رو عاشقونه باخت


کی بود که با نگاه تو


خواب و خیال عشق و دید


کی بود که واسه تو از همه دنیا دل برید

نگو کی بود کجایی بود


اون که برات دیوونه بود



رو خط به خط زندگیش از عشق تو نشونه بود



من بودم اون که دلش رو ساده



به پای تو گذاشت



اون که واسش بودن تو به غیر غم چیزی نداشت

 



من بودم اون که دل اخر عشق تو رو خوند

 


اون که به جای عاشقی حسرتشو به دل نشوند

 


حسرت دوست داشتن تو همیشگی بود

نوشته شده در سه شنبه 5 مهر1390ساعت 3:34 PM توسط حامد| |

اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی فکر کردن به او باعث

 

 

 

شادی  و آرامشتان می شود .

 

 

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، در کنار او که هستید ، احساس

 

 

 

 امنیت می کنید .

 

 

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی با شنیدن صدایش ، ضربان

 

 

 

قلب خود را در سینه حس می کنید .

 

 

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، زمانی که در کنارش راه

 

 

 

می روید احساس غرور می کنید .

 

 

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، تحمل دوری اش برایتان

 

 

 

سخت و دشوار است .

 

 

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی تصور بدون او زیستن

 

 

 

برایتان دشوا ر است .

 

 

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، شیرین ترین لحظات عمرتان

 

 

 

 لحظاتی است که با او گذرانده اید .

 

 

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، حاضرید برای خوشحالی اش

 

 

 

دست به هرکاری بزنید .

 

 

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، هر چیزی را که متعلق به اوست

 

 

 

، دوست دارید .

 

 

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، برای دیدن مجددش

 

 

 

 لحظه شماری می کنید .

 

 

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، حاضرید از خواسته های خود

 

 

 

 برای شادی او بگذرید .

 

 

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، به علایق او بیشتر از علایق

 

 

 

 خود اهمیت می دهید .

 

 

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، حاضرید به هرجایی بروید

 

 

 

فقط او در کنارتان باشد .

 

 

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، ناخود آگاه برایش احترام

 

 

 

خاصی قائل هستید .

 

 

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، واژه تنهایی برایتان بی معناست .

 

 

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، آرزوهایتان آرزوهای اوست .

 

 

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، در دل زمستان هم احساس

 

 

 

 بهاری بودن دارید .

 

 

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، با موفقیت و محبوبیت او

 

 

 

شاد و احساس سربلندی می کنید .

 

 

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، او برای شما زیباترین و

 

 

 

 بهترین خواهد بود اگرچه در واقع چنین نباشد .

 

 

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، تحمل سختی ها برایتان

 

 

 

آسان و دلخوشی های زندگیتان فراوان می شوند .

 

 

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، به همه چیز امیدوارانه

 

 

 

می نگرید و رسیدن به آرزوهایتان را آسان می شمارید .

 

 

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، در مواقعی که به بن بست

 

 

 

می رسید، با صحبت کردن با او به آرامش می رسید .

 

 

 

گر واقعا عاشقش باشی ، شادی اش برایتان زیباترین

 

 

 

منظره دنیا و ناراحتی اش برایتان سنگین ترین غم دنیاست .

 

 

 

به راستی دوست داشتن چه زیباست ،این طور نیست ؟

 


::ادامه مطلب::
نوشته شده در سه شنبه 5 مهر1390ساعت 3:7 PM توسط حامد| |

مفهوم عشق :

 

از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت:حرام است .



از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول

 

نقطه ی قلب جوان میگردد .



از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی

 

 قلب جوان .



از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای love است .



از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهی است .



از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری

 

هست که بدون اکسیژن می سوزد .



از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی

 

هست که هرگز تنها نیست .


 


از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آدم ربائی

 

هست که قلب را به سوی خود می کشد .



از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها موضوعی

 

است که می توان توصیفش کرد .



از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آیه ای است

 

 که در هیچ سوره ای وجود ندارد .



از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها توپی

 

هست که هرگز اوت نمی شود .



از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها

 

کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد .



از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها میکروبی

 

 هست که از راه چشم وارد می شود .



از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها اسیدی

 

هست که درون قلب اثر می گذارد.

 


از خودم پرسیدم عشق چیست؟گفتم …………………….

 


دوستت دارم تا اخرین نفس عزیزم.


::ادامه مطلب::
نوشته شده در سه شنبه 5 مهر1390ساعت 2:43 PM توسط حامد| |

 

این هم خلاصه ای از نظریات افلاطون در مورد

 عشق

 

 

(همون عشق معروف افلاطونی)

 

 



مفهوم عشق به طور کلی عبارتست از هر گونه سعی و کوشش

برای

 

رسیدن به خوبی و سعادت که بالاترین هدف است . اما در

 مورد

 

کسانیکه از راههای گوناگون مثل تحصیل ، پول ، ورزش،فلسفه

و ...

 

 بدنبال این هدف میروند کلمه عشق بکاربرده نمیشود و کسی

اینگونه

 

افراد را عاشق نمیداند و فقط در مورد عده معدودی که از

راه

 

مخصوصی بدنبال آن هستند نام کلی عشق بکار برده

 میشود.

 


بعضیها میگویند : کسانیکه در جستجوی نیمه دیگر خود هستند

عاشق

 

 میباشند اما هدف عشق نه نیمه است و نه تمامی ، اگر این نیمه

 و تمام

 

 در عین حال خوب نباشد ، مگر نه اینست که مردم با رضا و

 رغبت به

 

 بریدن دست و پای خود تن در میدهند وقتیکه این دست و پا

 که اعضای

 

 بدن هستند فاسد و مضر شده باشند . پس صحیح نیست که

بگوییم هر

 

 کسی در جستجوی آن چیزیست که متعلق به خودش میباشد

 مگر اینکه

 

 در عین حال معتقد باشیم که فقط خوبی است که متعلق به ما

 و خویش

 

 ماست . بنابراین آنچه مردم دوستش دارند جزخوب چیزی

دیگر

 

نمیباشد و بشر میخواهد برای همیشه مالک خوبی باشد و

آنرا بدست

 

آورد ، بطور خلاصه عشق عبارتست از اشتیاق به دارا شدن

خوبی

 

برای همیشه ، برای ابدی شدن عشق باید زیبایی و خوبی را

تولید کرد

 

 خواه جسما" و خواه روحا" بنابر این بشر بدنبال زیبایی

میگردد تا

 

بتواند در او تولید کند و ابتدا فریفته زیبایی ظاهری میشود

و فقط به

 

یک زیبا دل میبندد و ازین دلبستگی افکار و اندیشه های زیبایی

 در او

 

 بوجود میاید و سپس متوجه میشود که زیبایی ظاهری

یک فرد با

 

دیگری یکیست وبنابراین اگر قرار باشد که بدنبال ظاهر باشد

 علت ندارد

 

 که یکی را بر دیگری ترجیح دهد و با این دریافت عاشق تمام

کسانیکه

 

 زیبا هستند میشود ودیگر عاشق 1 نفر نیست ، زیرا یکی در

 نظر او

 

 کوچک و بی معنی جلوه میکند ، سپس متوجه زیبایی روح

میشود و

 

آنرا بمراتب بالاتر از زیبایی بدن خواهد شمرد. در این مرحله

اگر کسی

 

 پیدا شود که روحی زیبا در عین به بهره بودن از زیبایی جسم

 داشته

 

باشد دل در او خواهد بست و دائم متوجه افکارش میشود و بدین

 ترتیب

 

 به مرحله ای خواهد رسید که زیبایی عوالم معنوی و کوششهای

 اخلاقی

 

 را روءیت میکند . کسیکه زیبایی را طی این مراحل تجربه

کند به

 

زیبایی همیشگی و مطلق خواهد رسید و به اعتقاد افلاطون

عشق

 

رهبریست که ما را به سمت این زیبایی هدایت میکند و ازین

جهت قابل

 

ستایش است


::ادامه مطلب::
نوشته شده در سه شنبه 5 مهر1390ساعت 2:37 PM توسط حامد| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست

 فال حافظ - قالب میهن بلاگ - قالب وبلاگ

تعبیر خواب آنلاین


*Minoo*sky as the stars love you
مینو دوستت دارم X

مینو یه دوست تموم نشدنی